محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

311

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

است كه آدميان ، نمىتوانند فرشتگان را ببينند و هر كس به جز پيامبران ، ادعاى ديدن آنها را مىكند ، دروغ مىگويد . ( أنشأهم على صور مختلفات ) آنان به رنگهاى سياه و سفيد و به شكلهاى عقاب و شير و . . . هستند . ( و أقدار متفاوتات ) حجم و وزن و اندازه آنها متفاوت است . ( اولي أجنحة تسبّح جلال عزّته ) اين بند اشاره به آيه زير دارد : « فرشتگان را كه داراى بالهاى دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه‌اند پيام آورنده قرار داده است در آفرينش هرچه بخواهد مىافزايد ، زيرا خدا بر هر چيزى تواناست . » « 1 » نسبت دادن تسبيح به بال فرشتگان « 2 » بر اساس قاعده مذكور در اين آيه است : « هيچ چيز نيست مگر اين‌كه در حال ستايش تسبيح او مىگويد ولى شما تسبيح آنها را درنمىيابيد . به‌راستى كه او همواره بردبار و آمرزنده است . » « 3 » ( لا ينتحلون ما ظهر في الخلق من صنعه و لا يدّعون أنّهم يخلقون شيئا معه ممّا انفرد به بل عباد مكرمون لا يسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون ) آنان هرگز ريا نمىكنند و به دروغ افترا نمىزنند كه خود آفريدگار يا روزىدهنده هستند ؛ همان‌گونه كه انسان جاهل و مشرك به آنها نسبت مىدهد . . . آنان آفريدگان فرمانبردار خداوند هستند . ( جعلهم فيما هنالك أهل الأمانة على وحيه و حمّلهم إلى المرسلين ودائع أمره و نهيه ) خداوند از آنان پيام‌رسانانى برگزيده كه واسط بين او و پيامبرانشان هستند : « خدا از ميان

--> ( 1 ) . جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فاطر / 35 : 1 . ( 2 ) . به‌نظر مىرسد تسبيح به خود فرشتگان نسبت داده شده است نه بالهاى آنان و گويا مولف محترم اشتباه كرده و آن را منسوب به بالهايشان دانسته است . ( مترجم ) ( 3 ) . وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً اسراء / 17 : 44 .